نظر علي الطالقاني
269
كاشف الأسرار ( فارسى )
دوائى داده و از براى هر چيزى ضدى ساخته كه بايد دفع وى به وى نمود . دواى شخص وسواس را طرف تفريط و بىاعتنائى به وسوسه قرار داده و چارهء او همين است و هر چه دعا كند به اجابت نرسد الّا ان يشاء اللّه ، چنانچه به حسّ مىبينى ، و كذا دواى ذليل ساختن اشرار و زمام مردم را امر به معروف قرار داده ، فافهم . قدرى ذهن را تصفيه نما تا بگويم كه از زمان ابو البشر ( ع ) بلكه پيشتر از او ، الى يومنا هذا ، بساطى در مقابل بساط شريعت گسترده نشد و ضد پيدا نكرد مگر به ترك امر به معروف . از دورهء اسلام گيرم ، تو باقى را از وى ادراك كن . اگر امير المؤمنين عليه السّلام را رها نمىكردند و به فرمودهء او رفتار مىكردند و در مقام امر به معروف برمىآمدند و به دور غاصب و كافر مطلق جمع نمىشدند اين همه فسادها از كجا ظاهر مىشد و اينهمه آتشها كى شعلهور مىشد و جگرگوشههاى خاتم ( ص ) چرا كشته مىشدند و اهل بيت او چرا اسير مىشدند و اينهمه ظلمه و باج و خراج و تخت و تاج و اينهمه دول خارجه از كجا پيدا مىشد ؟ اللّهمّ العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل محمّد و آخر تابع له على ذلك و انتقم بمحمّد و آله . اين بود بيان تسلط اشرار و عدم استجابت دعاى اخيار و معانى ديگر نيز ممكن است . و اما آنچه معصوم ( ع ) فرمود كه چون امر به معروف ترك شد و فساد بسيار شد عذاب خدا همه را فروگيرد هم ظاهر شد . اما هلاك اشرار كه ظاهر است و اما هلاك اخيار به جهت همين گناه عظيم كه ترك امر به معروف باشد و اما هلاك صغار و بىگناه و حيوان و قلّت بركات به جهت آتش و عذاب ايشان ضرر ندارد ، زيرا كه گناهكاران سبب اجل مسمّاى ايشان شدند و اما در آخرت لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً ؛ 531 و هو العالم . امر پنجم [ امر به معروف شأن علماء و بزرگان است ] خدا در مائده فرمود لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ ، 532 الآية . معصوم ( ع ) فرمود ربّانيون مربّى خلقند و پستتر از انبياءاند و احبار علمااند و پستتر از ربّانيوناند . 533 و به خاتم ( ص ) فرمود وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ 534 و آيات ديگر نيز هست . و از همه نيكو ظاهر مىشود كه امر به معروف شأن علماء و بزرگان دين است بلكه كمال ايشان در همين است . اگر پيغمبران ( ص ) در گوشهاى مشغول عبادت مىشدند و ارشاد نمىكردند و اذيت نمىكشيدند چگونه هر يك به مقامى كه رسيدند مىرسيدند ؟ و بالجمله عمدهء تخلق به